DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> همه چی آرومه... - در گلوی من ابر کوچکیست...


همه چی آرومه...

سلام

الان که دارم می نویسم ساعت 2 و 43 دقیقه ی بامداده و من بعد از مقادیر متنابهی وبلاگ گردی تصمیم گرفتم یه سر و سامونی هم به وبلاگ فقید خودم بدم...لبخند

امروز روز خوبی بود ... کلا الان چن روزه که خوبه ... و من شرمنده ام !!!! آخه الان خیلی وخته که من هیچ وخ خوبه خوب نیستم ! ینی همیشه تا می یام خوب باشم یه چیزی می شه که گند می زنه به همه چی ! اون یه چیزی البته بشتر مواقع احساسات در به در مونده ی خودمه !!!

بله عزیزم از ماست که بر ماست !بازنده

الان چن روزه که حس نقاشیم اومده و هی نشستم چیزای جینگولی می کشم ! تازه با آبرنگ ! آخه من کلا از آبرنگ و اکولین و این چیزای آبکی خوشم نمی یاد ! چون کنترلش سخته ! اما این چن روزه خوب شدم باهاشون ! امروزم یکم کارای تصویر سازی مو کردم ... و شاید این ترم به استادمون افتخار دادم و با آبرنگ براش کار کردم!چشمک

دیگه اینکه این مدت چنتا کارتون خوب دیدم ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی خیلی خوب بود . راز کتاب کلزا هم انمیشن و تصویر سازیش فوق العاده بود. مری و مکس هم خیلی خوبه...

بعدشم اینکه از نمایشگا واسه خودم فلش کارت زبان خریدم و خیلی راضیم ! دیگه تو راه رفت و برگشت دانشگاه بی کار نمی مونم ... تازه خنگم نیستم ! زود یه عالمه شو یاد گرفتم !مژه

اما امروز طبق معمول ترمای پیش که آخراش می شینم و کارای مونده رو می نویسم ، نشستم لیست درست کردم دیدم همه ی کارام مونده ! ینی من این ترم فقط رفتم دانشگا و برگشتم! تعجبدریغ از یه خط راست ! البته یه کنفرانس دادم که خیلی خوب بود و قرار بود وختی تموم شد بچه ها بزنن رو میز و بگن دوباره دوباره ! زبانو من دوباره بگم و اونابگن تا سه نشه بازی نشه ! اما چون استاد این درسمون خیلی جدیه نقشه مون در نطفه خفه شد! خیال باطل

اون روزی سر کلاس آرم با تارا کلی از خاطرات ترم اول تعریف کردیم و خندیدیم! با تارا و پرستو و تندیس از ترم پیش دوس شدم. خیلی دخترای خوبین. مث همه ی دوستای دیگم ! گاهی با خودم فک می کنم هرچند خیلی از اینکه اینجام و دارم این درسو می خونم راضی نیستم ولی حداقل یه عالمه دوستای خوب دارم ! این خودش یه دنیا ارزش داره...قلب

برا یکشنبه باید یه پوستر طراحی کنم ببرم  و هنوز حتی یدونه اتودم براش نزدم ! پوسترم نمی یاد ! تازه آرم تجریدی هم باید طراحی کنم باهاش سربرگ و کارت ویزیتو اینا هم باید بزنم. آرم قبلیمم اصلاحات داره که من هنوز درستش نکردم ! کنفرانسم دارم واسه همین درسه که هنوز موضو شو نمی دونم ! کارای تصویر سازیمم که نصفه مونده... ینی فقط اتوده ! باید بعدا 5 تا فریم a3  بشه ! یدونه هم جنسیت سازی باید داشته باشیم ! تازه دو تا درس عمومی هم دارم که یه صفه از هیچ کدومشو نخوندم! آهان تازه 5 تا پوستر هس که باید تجزیه تحلیل و آنالیز خطی و رنگی شون بکنم ! اینو همین الان یادم اومد ! تو لیستم ننوشتم !!!!تعجب

بله ! همونطور که خوندید بسی کار دارم و نمدونم که چرا بسی بی خیال تشیف دارم ! آخه می دونین من انقذه ایده دارم و استعداد عطسه می کنم طرح می یاد رو کاغذ ! دروغگولذا زیاد نه دستام زحمت نمی دم !!!چشمک

دیگه اینکه می خوام برم واسه خودم یه جوجه اردک بخرم ! به منچه که آپارتمان جای اردک نیس! من می خوام ! آخه من قبلنا یه مرغه عشق داشتم اسمش سر الکس فر گوسن بود ! بعد انقد باهاش حال می کردم ! قلبهمش با هم بازی می کردیم ! اما پارسال مرد ! ناراحتدل شکستهگریهحالا دوس دارم یه جوجه اردک داشته باشم ! شاید اسمشو بزارم خوزه مورینیو !

دلم می خواد برم موهامو کوتاهه کوتاه کنم ... اما دوستام می گن حیفه ! طول می کشه تا دوباره انقدی بشه! به دوستام رو بدم نمی زارن ناخونامم کوتاه کنم !!!

پ.ن : اسب که نخریدی ! ، جوجه اردک می خری؟؟؟

 

پ.ن : الان تو یخچالمون زیتون تلخ ، کلم بروکلی و قارچ داریم ! و من احساس می کنم خیلی خوشبختم که همه ی اینا رو با هم دارم !!! تازه یه عالمه ام قهوه و شکلات تلخ دارم !

 

پ.ن : تو با منی و بی تو ام ، ببین چه گریه آوره...

پ.ن : از این به بعد تند تند آپ می کنم !بامن حرف نزن  

 

   + ; ۳:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳۱
comment تو بِبار()