DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> خدا همه ی خانومای خونه دارو میبره بهشت! - در گلوی من ابر کوچکیست...


خدا همه ی خانومای خونه دارو میبره بهشت!

امروز ساعت 7 بیدار شدم. که مثلن کامروا بشم. بعد دیدم برای کامروایی بیشتر خوبه که شلوار و پیرنه داداشمو براش اتو کنم خوشال شه! بعد مامانم روسری شو آورد گفت اینم یه اتو بزنم. بعدش میخاستم برم حموم علی گفت دمم گرم ! بذارم اول اون بره چون داره میره یونی. منم گفتم باشه. و یدونه چایی خوردمو و یذره پنیر و گردوی خالی! بدون نون!

بعدش بابام رفت خرید و منم رفتم حموم. بابام اومد و خریدا رو گذاشت و رفت ، گفتم بذا این خریدا رو جا به جا کنم مامانم خوشال شه میاد خونه. میوه ها و کاهو و کلم واینا رو شستم. اومدم بذارم تو یخچال دیدم یخچالمون خیلی شلوغه و احتیاج به مرتب سازی داره. تا بدرد نخور شده ها رو بریزم دور ، بدرد بخورا رو آماده ی مصرف کنم ، همه چیرو طبق نظام مهندسی نازنین! بچینم ، بیس دقه ای شد. بعدشم دیدم منکه این کار را رو کردم بذا کلن طبقه ها رو یه دسمالی چیزی بکشم تمیز شن! خلاصه یخچالو تر تمیز کردم و همه چی رو چیدم. چنتا کاسه بشقابی که بودو شستم. دسمالایی که مصرف کرده بودم شستم! میزو دسمال کشیدم. سرامیکا رو تی کشیدم! یهو دیدم ساعت یازده شده!

کاملن درک کردم وختی مامانم میگه آشپزخونه هیچ وخ کاراش تموم نمی شه ینی چی! اصن مث مثلث برمودا میمونه! بری توش دیگه به این راحتی نمیشه بیای بیرون.

واقعن این خانومایی که هم شاغلن هم خونه دار، اینا رو باید حلوا حلوا کردشون! خیلی کارشون سخته!

در ادامه ی مطلب هم عکس مربوط به بازی "ماگ" ها رو گذاشتم. البته من بر خلاف این که خیلی خیلی خیلی! زیاد چایی میخورم ، در زمینه ی لیوان چایی ! زیاد تجمل گرا نیستم! بنابراین خیلی چیزای خاصی نیستن. همین جوری گذاشتم که شرکت کرده باشم!


راس کلیک ، ویو ایمیج ایز ریکامندد!چشمکنیشخند

   + ; ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٩
comment تو بِبار()