DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بالاخره... - در گلوی من ابر کوچکیست...


بالاخره...

می دونی !

بالاخره یه روز تو چاراهه فرمانیه از اتوبوس پیاده می شم و همه ی گلای نرگس اون بچه هه رو می خرم!

بالاخره یه روز موهامو از ته ماشین می کنم ببینم چه شکلی می شم .

بالاخره یه روز از اون کفشای زنونه ی پاشنه مدادی می پوشم تا ببینم چه فرقی با کتونی هام داره.

بالاخره یه روز یه عالمه سگو گربه و پرنده و موش می یارم تو اتاقم !

بالاخره یه روز می رم سراغ کفشای اسکیتم و تا شب باهاشون حال می کنم.

بالاخره یه روز می رم تئاتر می بینم.

بالاخره یه روز یه طراح لوگوی معروف می شم.

 باالاخره یه روز یه مترجم زبان انگلیسیه خوب می شم.

بالاخره یه روز گوشت می خورم !

بالاخره یه روز تمام نامه هایی که واسش نوشتمو پست می کنم...

بالاخره یه روز همه ی این تلخیا تموم می شه...

بالاخره یه روز یادم می ره...

بالاخره یه روز دیگه انقد هر روزو هر دقیقه و هر ثانیه دلتنگش نمی شم...

بالاخره یه روز می بخشمش...

بالاخره یه روز با فکر نبودنش، مال من نبودنش ، اشکام را نمی افته...

بالاخره یه روز می رسه که من ودلم واقعا خوش باشیم....

بالاخره یه روز ....

بالاخره یه روز

   + ; ٥:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٠
comment تو بِبار()