DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> فقط امیدوارم اولین و آخرین سال باشه ! - در گلوی من ابر کوچکیست...


فقط امیدوارم اولین و آخرین سال باشه !

اولین باره هر چیزی ، همیشه یه جور دیگس واسه آدم! نه که همیشه خوب باشه و باحال ، یا همیشه بد باشه و غمگین! ولی اولین باری که یه اتفاقی برات میفته ، معمولن یادت میمونه. حداقل در مورد من که اینطوریه! مخصوصن اگه اولین باری باشه که یه عادت همیشگی رو مجبور بشم بذارم کنار!

مثلن اولین روزی که بعد از سه سال، بدون فاطمه داشتم میرفتم مدرسه هنوز یادمه که چقد روز بدی بود برام. هنوز یادمه که صدف اومده بود تو حیاط و به من گفته بود از قیافت ملومه خیلی پشیمونی که اینجایی !

یا اولین باری که بعد از چند سال رفتم موهامو کوتاهه کوتاه کردم و تا چند روز هی دستم میرفت که بگیرم جمشون کنم! و میدیدم ا! نیستن دیگه!

اولین باری که گوشواره گوشم کردم و حواسم نبود . برس گیر کرد به حلقش و گوشم خون اومد.

و خیلی اولین بارهای دیگه .

حالا امشب اولی شبیِ که مُحرمه! و ما نرفتیم خونه ی خاله ام. ینی احتمالن فردا هم نمی ریم. مامان سرما خورده و گلو درد داره. آقای طوطی هم که منو ول نمی کنه! باید با خودم ببرمش که میدونم اگر ببرمش همه رو عاصی میکنه بسکه جیغ میزنه و ریخت و پاش میکنه. منم برای رفاه حال عزاداران حسینی! امسال از حضور در مراسمات کناره گیری کردم.

دیشب هـ اس داد بهم که فردا شب اومدی برام فلان چیزا رم بریز رو فلش بیار. بهش گفتم اگه اومدم میارم. اصرار کرد که بیام و اینا. امروزم که لب تاب ترکید و مجبور شدم ویندوزشو عوض کنم. کلی طول کشید تا به حالت اول در بیارمش و فایلایی که هول هولی ریخته بودم اینور اونور برگردونم سر جاشون و مرتب کنمشون.

عصری مامان گولو زنگ زد و کلی اصرار کرد که بیا و طوطی رم بیار عب نداره ما ناراحت نمی شیم و اینا. بهش گفتم باشه اگه شد فردا میام .

بعدم هـ دوباره اس داد که پررو خانوم! پاشو بیا و انقد مسخره بازی در نیار! اون موق جوابشو ندادم بعدن براش نوشتم که چی شده بود و اینا با یه عالمه دو نقطه ستاره!

ولی به نظرم که نمیریم/نمی رم!

   + ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢۱
comment تو بِبار()