DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> سرِ آقا یا خانوم بودنش با من بحث نکنین! سوسکا همشون مَردن! - در گلوی من ابر کوچکیست...


سرِ آقا یا خانوم بودنش با من بحث نکنین! سوسکا همشون مَردن!

آقای سوسکه گنده ی احمق! نمی دونم از کجا سرو کلت تو حموم خونه ی ما پیدا شده بود که بعدش تصمیم گرفتی برای شب ، بیای تو اتاق روبروی حموم که اتاقه منه! اگه انقد چندش نبودی شاید من مث همون مارمولکه که چن وخ پیش اومد تو خونمون نمی کشتمت و میذاشتم برا خودت نفس بکشی.

ولی شماها خیلی چندش تر و ترسناک تر و بی لیاقت تر از این حرفایین. خیلی خوشحالم که دیدمت وختی داشتی با سرعت با اون پاهای خار خاری ! و شاخکای درازت میرفتی تو اتاقم. خیلی خوشحال ترم که چار متری، ازت دور بودم . وگرنه نمی تونستم انقد نجابت به خرج بدم و جیغ نزنمو فقط بگم وای مامان یه سوسکه گنده! اگه ندیده بودمت حتمن الان که شب شده! میومدی سراغم و زهره ترکم میکردی!

میدونی ! اصن حقت بود که مامانم بزنه لهت کنه! حالا لابد در جواره دوستان مرحومت! آروم گرفتی و داری از بدشانسیت حرف میزنی ، فقط میخام بدونی خیلی احمقی! خیلی زیاد. چون باعث شدی من از ترس/توهم اینکه  ممکنه دوستت! یه گوشه ای از حموم پناه گرفته باشه ، گربه شور کنم خودمو!

   + نازنین ; ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٦
comment تو بِبار()