DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> در گلوی من ابر کوچکیست...


 

گاهی فکر می کنم ،

چه کسی بیشتر از من

خزان

و چه کسی کمتر از من

بهار

دیده است ؟

پ.ن : خدایا ! فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه !

از اینجا که من ایستادم ، چقد تا آسمون راهه؟؟؟؟

پ.ن : دردهایی هست ، که فقط با مردن فراموش می شود ... اما برای کسانی که هم قلبشان و هم خاطراتشان را در دنیا بگذارند ! در غیر این صورت مرگ ، خود دردیست عظیم ! چرا که در برزخ اشکی نیست تا با گرمایش دردهایت را تسکین دهد....

 

   + ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٤
comment تو بِبار()