DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بیشتر بدانید (2) - در گلوی من ابر کوچکیست...


بیشتر بدانید (2)

این هفته ام کنفرانس چاپ ماشینی دارم ، مدیونی اگه فک کنی یه خط خوندم ! تازه باید فیلمشم تدوین کنم،پاور پوینتم بسازم ! من کلا خوشالم ! می دونم !

----------------------------------------------------------------------------

بعدشم که تصویر متحرک داشتیم با استاد الفِ عزیزم ! این زنه جُمعس! کاملن تعطیل!! شما نمی دونین من چی میگم ! من ترم دو باهاش تصویر سازی داشتم روز ژوژمان برگش به من گف تو خیلی خوب بودی ! کاراتم بیسته بیسته اما یک و نیم جلسه تاخیر داری من بهت می دم نوزدهو هفتادو پنج ! من اونوخ تو کف یکو نیم جلسه تاخیرم هنوز ! ینی چی آخه ؟

---------------------------------------------------------------------------------

 مجبور شدم شص بار برم تا کپی بیرون یونی واسه کپی و فکس ! بعدشم که رفتم بانک پول ریختم ، اونوخ اون آقای مسئول باجه که ترم پیش ، روز آخر با من دوا کرده بود هی ازم حرف می کشید که اینا جریانش چیه ؟ واسه چی داری این پوله رو میریزی؟ منم می خواستم بش بگم ببین بی خیال ! من ناراحت نیستم از دستت ! راحت باش ! حواست جمه کاری باشه که داری می کنی !

----------------------------------------------------------------------

کلن از این مسخره بازیای استادا خوشم نمیاد . مثلن که چی ؟ الان تاخییر میزنی واسه من خوشالی ؟ خوب بزن ! اگه تو با این چیزا خوشال میشی بزن ! والا !

---------------------------------------------------------------

یه روزایی میشه که یه ساعت میشینیم رو پله ی دم بوفه تو آفتاب با آزیتا و پگاه و تکتم دری وری میگیم میخندیم . که پگاه لاک میزنه و منو آزیتا جک میگیمو هر و کر میکنیم . بعضی روزا با خودم فک می کنم که عمرم به هدر میره اگه این دوساعتو بشینم سر کلاس انیمیشن . که ترجیح میدم بمونم تو ترافیک پارک وی ، اصن پشت چراغ قرمز فرمانیه! ولی دانشگا نباشم .

---------------------------------------------------------

بعد از ظهرشم با آقای میم تجزیه تحلیل آثار هنری داشتیم منم قبلش با فرناز کل خیابون ملاصدرا رو بالا پایین رفته بودم واسه عکاسی و حسابی آفتاب خورده بود به مغزم و داغون شده بودم ! یکو نیم رفتیم سر کلاسش . دختره که جلوم نشسته بود مجله سیب سبز خریده بود. ازش گرفتم اونو خوندم بعدم هی انقد گفتم استاد بسته بریم بریم ! اونم گف خوب تو برو ! کلن تو نمی تونی یه دقه یه جا بشینی ! منم از خدا خواسته پاشدم رفتم ! بعدن فرناز گف واسم حضوریمو زده سه جلسه ایم که استاد غیبت زده بوده تیک زده واسم !

------------------------------------------------------------------

رفتیم تو سالن تربیت بدنی دیدیم رو برد زده کد 91092 کد شنا هست نه تنیس رو میز. الی و فرنازو آزیتا نزدیک بود بزنن زیر گریه ! منو راضیه رفتیم بالا پرسیدیم بعد مسئولش گف آره اشتبا شده، اما الان شما اگه تنیس ور داشتین همون تنیسین. منم رفتم پایین به اینا گفتم خانومه میگه اشتبا شده بوده ما به همه گفتیم تو حذفو اضافه درستش کردن شماها کجا بودین تا الان ؟ دیگه باید برین همون شنا و سه جلسه ام تشکیل شده و اینا ! ینی فرناز رسمن نزدیک بود گریه کنه ! گف بگو به قرآن ! منم هر هر خندیدم و اینا هرچی از دهنشون در اومد بهم گفتن...  رفتیم تو سالن و دیدیم به به همه لباسو کتونیو ! کلن برو بچز اومده بودن اعزام شن مسابقات جهانی انگار! مام خوشال با مانتو و جین و کوله! دوستانم که با کفش تق تقی !

--------------------------------------------------------------

دیروز با فرناز داشتیم میرفتیم یونی اومدیم از میون بر بریم ولنجک بعد گم شدیم! هی رفتیم بالا و بالا و بالا تر و باز هم بالاتر! و نرسیدیم! در آخر تو یه سربالایی فرناز به سختی وایساد تا من از یکی از مهاجران افغان ، راه رسیدن به ولنجکو بپرسم. مث کف دس میشناخت اونجارو. سه تا آدرس گف بهمون بعد آخرش دید به ما امیدی نیس گف ببین ماشینتو "آخر کُن" برو دنبال این تاکسیه ! این میره سمت راست شما برین سمت چپ ! عاشق "آخر کن " شدم ینی!

-----------------------------------------------------------------------

مجبور شدم دوباره یه فرم پر کنم و دوره بیفتم تو ساختمون آموزش تا امضا جم کنم. بعد منشی معاون دانشگا میگه چرا تو اومدی امضا بگیری؟ اینا کاره لویی ِ! میخاستم بهش بگم عزیزم از درخت چنار توقع داشته باشی آناناس بده خیلی محتمل تره تا اینکه از لویی توقع داشته باشی از صندلیش دل بکنه!

--------------------------------------------------------------------

وای من قول میدم دیگه فردا انقد نشینم پای لب تاب و یکم اتود بزنم برا پایان نامم و یکم لغت بخونم از 504 و دراز نشست برم و آب بخورم به جای چایی و اتاقمو تمیز کنم و ناخونامو مرتب کنم و دختر خوبی باشم و به این زندگی جغد گونه پایان بدم! خب میدونی ! قول نمیدم! اما تلاشمو میکنم!

-----------------------------------------------------------------------------------

اگه پایان نامه مو نوزده بشم معدل کلم میشه هیژدهو چلو هف. باید یه پرسو جو کنم ببینم این عدد شگون داره یا نه !

----------------------------------------------------------------

یه شرایطی هس که من بهش میگم شرایطه به دَرَک! ینی وختایی که همه چی برا آدم به درک میشه . بعد انقد خوبه ! یه حالی میده که نگو ! الان مدتهاس که نتونستم این شرایطو برا خودم فراهم کنم .

   + ; ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٩
comment تو بِبار()