DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بیشتر بدانید(1) - در گلوی من ابر کوچکیست...


بیشتر بدانید(1)

سه شنبه رفتم پیش میترا تا باز موضوع تئوری پایان نامه مو عوض کنمو هی براش آسمون و ریسمون بافتم به هم ، آخرش گفتم استاد به نظرم بهتره که اصن من رو این کار کنم! گف ینی موضوتو میخای باز عوض کنی؟ قیافش شده بود شبیه سنجاب عصره یخبندان وختی پلک چشمش میپره!:))))

----------------------------------------------------------------------------------------

بعدش اینکه الان بلخره اصرار های من به سایت یونی به نتیجه رسید و صفه آموزشم وا شد و نمره هامو چک کردم. یاه یاه یاه! یونیمون این ترم کلی کلاس گذاشت برامون که اگه تا فلان تاریخ شهریه رو تسویه نکنین صفه انتخاب واحدتون باز نمیشه بعدش شب انتخاب واحد یه طومار نوشته بود که فقط هفتادو دو ساعت وخ دارین شهریه تونو به صورت آن لاین واریز کنین. چن روز بعدش زده بود اگه ندادین دیگه ندین! واحدا به صورت خودکار حذف میشن! اونوخ امروز رفتم دیدم که نوشته به مناسبت جشن انقلاب ! مهلت پرداخت شهریه ها تمدید شده! تا بیستو دوم بهمن وخ دارین شهریه بدین. فک کنم یه کم دیگه به خاطر ولنتاین و نزدیک شدن عیدو اینا آف بخوره شهریه ها !!! 

-------------------------------------------------------------------------------------

می دونی ؟ نمی دونی دیگه ! عب نداره البته همون بهتر که ندونی ! خبریم نیس!حالا ما که میدونیم کجا رو گرفتیم؟

-------------------------------------------------------------------------------------
دیشب اس دادم به الی گفتم نمی شه اسم منم تو پایان نامتون بنویسین مثلن منم بودم ؟ حساب میکنم باهاتون. اونم برگش گف احمق! حالا چقد میدی ؟ پرسیدم چقد میخای؟ گف دو تومن ! منم براش نوشتم بیشین بابا فک کرده شا.دی قدیر.یانه ! والا ! ولی خدایی خیلی خوب میشد اگه میشد اسممو بنویسن منم تو این هاگیر واگیر این هش واحد مسخره رو پاس میکردم میرفت پی کارش !

--------------------------------------------------------------------------------

پس فردام که دفاع الی ایناس باز باید گل بخرم . دیشب اس زده که "با سلام و احترام شما دعوتین به دفاعیه ما از ساعت یازده تا 1 و ...! " منم گفتم ناهارم میدین ؟ فش داد ! حالا من یه آدامس باد میکنم می شم بی فرهنگ خودش هرچی از دهنش دربیاد میگه ! البته من که میدونم حرصش میگیره خودش بلد نیس آدامس باد کنه !

-------------------------------------------------------------------------------

یه ترمی بود که همه ی دوستام شنبه ها میرفتن یونی اونم هشته صب ! بعد فقط منو راضیه کلاسمون فرق داشت . اونوخ غروب جمعه که میشد من بهشون اس میدادم دلتون بسوزه من فردا کلاس ندارم ! بعد کلی فش میدادن بهم ! روانی بودم خودم میدونم !

-------------------------------------------------------------------------------

ببین میدونی! اصن بذا یه چی بگم بهت ! این لویی قبل از اینکه بیاد تو گروه گرافیک، منشی گروه پژوهش هنر بود. بعد رئیس گروه پژوهش هنرِ ما خودش یه آدمه تعطیله به تمام معناس. ینی تعطیلا! ما بهش می گیم دُلمه. :- ))) البته بخاطر استایل مقنعه سر کردنش . چون میشه شکل دلمه ای که محتویاتش ریخته بیرون. ینی دلمه ی ترکیده ! بعد فک کن اون که خودش تعطیل بود یه بار سر کلاس بودیم ریموت پروژکتور گم شده بود به یکی از بچه ها گف یا برو یه تیکه چوب بلند بیار اینو از دکمه خودش روشن کنیم یا برو بالا از لویی ریموت بگیر. بعد یه ثانیه بعدش گف البته چوب از لویی بهتر کار میکنه !:-)))) ینی میخام عمق فاجعه رو بدونی.

 

   + ; ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٥
comment تو بِبار()