DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> حتا از اون مور مور شدن آرنج هم بدتره! - در گلوی من ابر کوچکیست...


حتا از اون مور مور شدن آرنج هم بدتره!

تو رفت آمد ، آدم بی دقتیم! حتا تو خیابون. ینی بیشتر وختا که دارم از اینور خیابون میرم اونور به حس شنواییم بسنده میکنم!

به جز یکبار که توی خط ویژه ی تقاطع همت شریعتی ، یک اتوبوس پنج سانتی متری من و دوستم ترمز کرد و آقای راننده اش "یابو"خطابمان کرد! اتفاق خطرناکی نیفتاده برایم.

البته یکبار همین اواخر داشتم میرفتم زیر یکی از این کامیون نارنجی ها که البته عاشقشونم! ولی چون تقصیر من نبود و آقای راننده ی کامیون بود که داشت اس ام اس بازی میکرد ، حساب نمی شه!

کلن من استاد اینم که یه قسمتایی از مفاصلمو داغون کنم که در حالت عادی اصلن امکان نداره اینجوری بشن! همین دو سال پیش ، سر پیچه راهروی اتاقم ، انگشت کوچیکه ی پام خورد به پایه ی مبل و داغون شد. ینی یه جوری که من تا یه دقه نفسم بالا نمیومد و مامانمم نان استاپ میگفت چی شد؟ چی شد؟ چی شد؟ قشنگ له شدا! بعدش تا دو هفته هی قرمز شد آبی شد بنفش شد سبز شد زرد شد تا خوب شد! از اون به بعدم سی باره دیگه خورده به جاهای دیگه! اصن من معتقدم انگشت کوچیکه ی پا هیچ کار مفیدی انجام نمی ده جز اینکه بخوره به این ور و اونور اشک آدمو دربیاره! به نظرم بهتره کم کم در فرایند خلقت حذف بشه!

اون روز تو مدرسه اومدم از پشت میزم پاشم زانوم محکم خورد به لبه ی تیزه صندلی. الان هم کبود شده هم درد میکنه. پارسالم یه بار همین جوری شد.

اونوخ امروز دولا شده بودم لبه ی پاسیو ، وختی بلند شدم استخون کتفم محکم خورد به پایه ی قفس آقای طوطی. بعد بابام در اقدامی همدردانه میگه حالا خوبه نیفتاد پایه هه! وگرنه شیشه ی میز خورد شده بود!

بعد دقیقن همین امروز که دست راستم کتفش له شد، این استخونه بالای پا هست؟ بهش میگن لگن خاصره ، خورد به سه کنجه طبقه ی کتابخونه! دردم نیومد زیاد ولی ترکید!

بعد دیگه واقعن اتفاقی که الان برای استخون ترقوه ام افتاده خیلی نوبره! اصن نمی دونم چه جوری ممکنه استخون ترقوه ی آدم بگیره؟! انگار مفصلش جا به جا شده!

تا قبل از این فک میکردم بدترین حالت استخون درد ماله برگشتن انگشت توی بازی والیبال باشه! ولی میبینم که دردهای خفن تری هم وجود داره که آدم حتا فکرشم نمی کنه!

+ با اجازه ی آقای آرین ، اینم یه عکس از آقای طوطی در دامان طبیعت!

   + نازنین ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٤
comment تو بِبار()