DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> تازه فردام شنبس! از شنبه هم متنفرم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


تازه فردام شنبس! از شنبه هم متنفرم!

1-از جمعه ها متنفرم. حتا وختی مث امروز آفتابین. 

تنهام. ولی اصلن بهم خوش نمیگذره! یذره با آزاده اس بازی کردم. گف از سو.ده هیچ خبری نیست. از بعد از عروسی دیگه ندیدش و هرچی هم زنگ زده بهش جواب نداده! منم گفتم بیخیال خب! اصن برا چی بهش زنگ زدی؟نیشخند قرار شد به زودی دور همی بریم بیرون.

2-یه مشت همسایه داریم! هرکی از یکی داغون تر! همشونم قدرت خدا دکتر و مهندسن! بعد دوتا کلمه بلد نیست با هم حرف بزنن، مث آدم! اون همسایه ی آقای دکترمون از اینان که تو خونه شون ، در تمام سال ، با حداقل لباس زندگی میکنن! ینی همیشه در حد تاپ و شلوارک و رکابی و اینا! بعد ورداشته از اول مهر گیر داده به نماینده ساختمون که شوفاژا رو روشن کن ما سردمونه! این یکی همسایه مون که بازم دکتره! دیروز که فهمیده شوفاژا باز شده ، رفته با نماینده دوا کرده که من شارژ نمی دم! ما سردمون نیس! الان نباید روشن میکردی ! بعد نماینده مون خودش مهندسه! پاشده زنگ زده به بابای من که ، من از دست اینا روانی شدم ! دیگه کار به فش و فشکاری رسیده! شما بیا وساطت کن!

ینی اینا مثلن دکتر و مهندسای مملکتن! بیست و چار ساعتم براشون کاتالوگ و بولتن و دعوتنامه میاد ، که آقای دکتر/مهندس ، تو رو خدا بیا به همایش ما روح علمی ببخش!

اونوخ آقایون بعده ده سال و اندی آپارتمان نشینی ، هنوز کفشاشون وسط پاگرده همیشه و زباله هاشونو با کیسه های سوراخ میبرن و گند میزنن به را پله! اینم از روند "حل مشکل" شون!

3-گشنمم هس.

   + ; ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٦
comment تو بِبار()