DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> فک کرده بود مثلن الان من میگم وای نه! تورو خدا! غلط کردم! - در گلوی من ابر کوچکیست...


فک کرده بود مثلن الان من میگم وای نه! تورو خدا! غلط کردم!

دیشب کی خابیدم؟ سه و نیم! اصن نفهمیدم چه جوری رسیدم به تخت! بعد تازه تو اون حالی که چشمام باز نمی شد به دوسمم اس ام اس دادم که کار تا کجا پیش رفته و ساعت گذاشتم رو پنجو نیم. بعد پنج بیدار شدم! خیلی ریلکس ساعتو خنثا کردم! و یهو ساعت شیشو رب بیدار شدم!

نمی دونم چرا انقد سردم بود/کم و کان هست! ینی مجبور شدم جوراب بپوشم و یه کم بعد هم رفتم سوئیشرت آوردم پوشیدم! بعد حالا فک کن نشستم دارم ترجمه میکنم! دستام انقد یخ زده بود که دلم میخاس فن لب تابو بغل کنم! یه کلمه می نوشتم یه دقه دستمو میچسبوندم به فن!

هیچیم نفهمیدم از چیزایی که ترجمه کردم! کلن به نظرم خیلی دری وری اومد! یه چیزی بود درباره ی فرآیند باز مهندسی و این چیزا! چیه این درسا آدم بره بخونه؟ بدرد کجا میخوره؟

صد رحمت به همون خط خطیا و پوستر موسترای خودمون! حداقل چارتا عکس قشنگ میدیدم! اینا چیه هی PBR و PIP ونمی دونم تحلیل وضعیت مطلوب! تحلیل وضعیت موجود! حالا مال کی اونوخ؟ دهه ی 1980 آمریکا مثلن! فایدش چیه الان؟

خلاصه که خیلی متن خسته کننده ای بود . چیزی به من اوزوده نشد.

+آهان یه چیز باحال! طوطیم از موبایل میترسه! ینی رو میز باشه من ورش دارم میپره بالا جیغ میزنه! اسکله به خدا! از توپم میترسه! اون روز توپ براش بردم بازی کنه با نوکش گرفت پرت کرد بیرون از قفس! بعد رو زمین بود من قل دادمش جیغ زذ ! خیلی باحال بود! ولی من دیگه ادامه ندادم به اذیت کردنش!

++دیروز انقد گیر دادم به موهام ، بهم گفت ببین پا میشم میرم ماشین میارم از ته میزنم هم تو راحت شی هم من آ! منم گفتم برو بیار خب! منکه خودم اون دفه گفتم بهت!

   + نازنین ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٥
comment تو بِبار()