DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> و یادم نرود هرکسی که باشم و به هر کجا که برسم روی خون آنها ایستاده ام... - در گلوی من ابر کوچکیست...


و یادم نرود هرکسی که باشم و به هر کجا که برسم روی خون آنها ایستاده ام...

1-اینجا درباره ی خودم مینویسم. ولی همه ی خودم را نه! یکبار اینجا نوشتم ، که از بحث کردن در مورد عقاید شخصیم متنفرم! از بیان کردنشون نه ها! از بحث کردن! چون وختی دارم در مورد عقیدم بحث میکنم ینی که دلم میخاد تو بگی من درست میگم! ینی تو ام با من هم عقیده بشی!

انی وی، یادم هست یک پستی نوشتم ، که گفتم ما ایرانی ها استاد هدر دادن سرمایه هایمان هستیم،

2-حالا راستش دوس دارم در توضیح این حرف ، اینو بگم که ما ایرانی ها فقط همان ملت شریفه مهمان نواز نیستیم! ما ایرانی ها اتفاقن "غریبه نواز" هستیم اصلن! نه مهمان نواز. 

حالا بعد از سی و اندی سال ، که از انقلاب و جنگ گذشته ، که ترس وضعیت سفید و قرمز و پناهگاه از یادمان رفته ، یاد گرفته ایم که "هشت سال" دفاعمان را زیر سوال ببریم. یاد گرفته ایم که بگوییم جنگ اصلن اگر درست مدیریت میشد هشت سال طول نمی کشید. یاد گرفته ایم که نگاهمان را انسانی کنیم ، و مطلقن از روی انسانیت ، به پدیده ای به اسم "جنگ تحمیلی" نگاه کنیم ، که با نگاه انسانیمان واژه ی "تحمیل" را نبینیم و معصومانه! سوال کنیم که " آخرش هم ما نفهمیدیم چرا ایرانی ها "شهید" میشدن و "عراقی " ها کشته!" . بله خیلی زیبا و انسانی و امروزی است که ما معتقد باشیم هر دو طرف کشته دادند و خسارت های مالی و جانی زیاد ، پس باید برابر به هر دو نگاه کرد! ینی یا هر دو طرف شهید داده اند یا هر دو طرف کشته داده اند!

ولی همینی که ما از روی انسانیت به غلیان در آمده یمان ، همینی که ما از روی نگاه "برابری و برادری" همه ی انسانها ، به این نتیجه برسیم که چرا برای بیان خسارت های جانی این جنگ ، از واژه ی "شهید" فقط برای کشته های خودمان استفاده میکنیم ، عین زیر سوال بردن انسانیت است!

وختی ما به این نتیجه میرسیم که "مهاجم" و "مدافع" هردو به یک اندازه مقصرند ، آنوخت است که فکر میکنیم در حق کشته های عراق بی انصافی شده این همه سال ، که از واژه ی "شهید" برایشان استفاده نکردیم! آنوخت است که در سایه ی نگاه انسانی مان، مظلوم و ظالم را توی یک جایگاه قرارا داده ایم!

اینی که ما چه جوری به این نتیجه برسیم که مدافع و مهاجم ، هردو مقصر بوده اند را من بلد نیستم. این دوستان گویا به اسرار مگو و منابع و مدارکی دسترسی دارند که برایشان مسجل شده ما هم دقیقن به اندازه ی عراق مقصر بوده ایم توی آن هشت سال.

البته که نشستن و کتاب خاندن و تحلیل کردن ، و نوشتن در باره ی جنگ ، حالا که بیست و اندی سال گذشته ، کار راحتی است. البته که ایراد گرفتن و نقد کردن کار راحتی است. البته که تز دادن و شاخ و شانه کشیدن و بلدم بلدم! کار راحتی است!

کار سخت را آن روزها جوانهایی انجام دادند که با دست خالی جلوی توپ و تانک و خیانت و بمب و موشک ایستادند و ترکمان چای و گلستان ، امضا نکردند ، که آتش جنگ را با دادن خاکشان خاموش کنند! کار سخت را آن روزها بچه های 17 ساله و 13 ساله انجام دادند که تفنگ گذاشتند روی دوششان و به عشق "خمینی" رفتند خرمشهر و کردستان و بستان و هویزه! کار سخت را آن روزها زن های تازه عروس و مادرهای مسن انجام دادند که از عشق و پسرشان دل بریدند که برود از شرف و خاکشان دفاع کند! کار سخت تر را گذاشته اند روی دوش خانواده های شهید و جانباز ، که امروز و هنوز و تا همیشه توی خانه هایشان آتش بس نمی شود.

ما ولی حالا انسانیت داریم و نگاه انسانی ، و معتقدیم در جوامع انسانی همه چیز باید قانون مند باشد و قانون ینی برابری! برابری در همه چیز! که حرص میخوریم از سهمیه ی جانباز و شهید و ایثارگر ، برای ورود به دانشگاه!

که هی هی هی هربار که کسی میگوید اینها پدرشان را توی جنگ از دست داده اند ، میگوییم این همه آدم بی پدر! این همه بچه یتیم! بچه ی طلاق حتا! چرا آنها سهمیه ندارند؟ بی پدری فقط برای بچه شهید هاست؟

که نشسته ایم مقایسه ی از بنیان غلطه "یکسان بودن آدمهای ازدست رفته " را انجام میدهیم!

یک نفر نیست به همین ها که به خاطر این چاهارتا سهمیه انقدر غصه دار شده اند بگوید : خب حالا اگر سازمان سنجش و وزارت علوم و همه ی مسئول ها ! بیایند بگویند همه ی بچه های بی پدر شده! با سهمیه بروند دانشگاه شما آرام میشوید؟

که ببینم چند نفرشان ساکت میشوند. که ببینم چند نفرشان به خاطر انسایت به غلیان در آمدشان است که حرص "همه ی بچه های بی پدر" را میخورند! و مشکلشان اساسن و عمومن و اصولن " سهمیه ی شهدا و جانبازان" نیست.

یک عده ی کمی انسان تر!هم موجودند که معتقدند بله! سهمیه ی شهدا و جانبازان باشد! اما واقعن به کسانی داده شود که لیاقت دارند! و الان یک عالمه آدم هستند که جانباز و ایثارگر و بسیجی بوده اند و استاد دانشگاه شده اند و فی الواقع لیاقت نداشته اند! با همین سهمیه ها به اینجا رسانیده شده اند!

بعد رفتار یک دانه از مشت را تعمیم بدهیم به مشت از خروار! یک جوری که انگار این آدمهای این شکلی فقط توی جبهه و جنگ و ایثارگران و جانبازان وجود دارند! و بقیه ی آدمهایی که می خورند و میبرند و بی صلاحیت و بی لیاقت به یک جایگاهی رسیده اند ، اشکالی ندارد!

بله صد در صد کسی که اسم "ایثارگر" و "جانباز" را به دوش میکشد ، باید رسمش را هم بلد باشد ، و توقع جامعه از این آدمها یک چیز دیگر است. ولی اگر یک نفری با این اسم ، "رسم" را بلد نبود دلیل نمی شود که همه ی آدمهای شبیهش را هم شامل این ندانستن و نابلدی ، بکنیم!

3- این پست را دو ساعت است دارم مینویسم. 6 صفحه یکریز تایپ کردم. دلیلش هم فقط این بود که بعد از آن شب شهریور که مجبور شدم یک پست بنویسم در دفاع از خودم ، امروز به نظرم آمد لازم است یک پست بنویسم در "بیان" خودم! و لازم است که بگویم من به شخصه هیچ کار مهمی در راستای پاسداشت این آدمها انجام ندادم جز اینکه سعی کرده ام احترام خودشان ، شان و جایگاهشان و خانوده شان را داشته باشم!

   + ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٧
comment تو بِبار()