DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اصن حالا که دقت میکنم میبینم چه کاریه! - در گلوی من ابر کوچکیست...


اصن حالا که دقت میکنم میبینم چه کاریه!

حالا یه بار من خاستم یه حرکتی بکنم ملتو خوشال کنم

الی عروسی دعوته

آزیتا میخاد بره مسافرت

فرناز کلاس داره

الهام فاینال داره

هـ جلسه داره

ف هم که طبق معمول اولش لابد میگه بریم بعد حالش بد میشه نمیاد!

بعد هی مگن بیاین دور هم باشیمو بریم بیرونو خوش بگذرونیم و اینا! تازه اولش که میگی همه میگن اوکی و باشه و چقدم خوب . بعد یهو روز قبلش یادشون می افته این اتفاقا قراره براشون بیفته!

منم عمرن دیگه نیت کنم اینا رو خوشال کنم!افسوس

+آقا تو این پست نیلوفر از قلم افتاده. نیلوفرم دوستمه. خیلیم خوبه. کامنتم میذاره واسم. تازه میشه نیلو و نیلی هم صداش کرد!

   + ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢۳
comment تو بِبار()