DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> همانا متد "همش دمه دست "نبودن حتا واسه حیوانات نر هم جواب میده! - در گلوی من ابر کوچکیست...


همانا متد "همش دمه دست "نبودن حتا واسه حیوانات نر هم جواب میده!

آقا! این طوطیه ما ، که هنوز اسمم نداره ، مال یه آقا پسری بوده. که ایشون از این انسانهای دائم السفر و اینا بودن گویا ، و وخ نمی کردن به طوطی برسن ، حالا چرا اصن رفتن خریدن من نمی دونم ، بعد اینو داده بود به یکی از دوستاش که نگهش داره، از قضا اون دوست، شوهر آشنای ما بود و آشنامونم به من گفت این خیلی تر و تمیزو و سالمو ایناس اگه میخای با قفس و غذای کافی برای یکی دوماه ، برات بیارمش و قیمتی هم که گفت خوب بود. منم گفتم باشه.

بعد هی اس زدم که ببین این رامه؟ گف آره ! گفتم ببین این جیغ نمی زنه؟ گف نه چون دستیه زیاد جیغ نمی کشه. گفتم ببین این بالاشو چیدن؟ گفت آره این بالاش کوتاهه داره در میاد! خلاصه هی نکات ایمنی رو چک کردم. و هی همه ی جوابا منفی بود.

آوردش! بعد این خیلی مودب اصن یه وضی . هی بوس میداد. هی میومد رو دست . هی دوباره بوس میداد. بعد میرفت تو قفس . کلن هم تو اون دوساعتی که آشنامون! اینجا بود یدونه جیغ زد همش! منم خیلی خوشحال و ایناکه چقد خوبه! تازه دیدم مامانمم کلی خوشش اومده و هی میاد میارش رو دست و ذوق میکنه گفتم خب ! دیگه مامانم اینو پسندیده من باید کلاهمو بندازم آسمون هفتم!( مامان من کلن معتقده تنها حیوون خونگی که آدم میتونه تو آپارتمان نگه داره ، ماهی قرمزه!  خنثیدوتام داریم البته! که من جمشون میکنم!)

بعد فردا صب این خونه رو گذاشت رو سرش! ینی از نماز صب که بابام وایساد وسط هال و با صدای بلند خوند ، این بیدار شد و هی جیغ زد هی جیغ زد! منم باید میرفتم مدرسه جلسه داشتیم ، دیگه سپردمش به خدا و هر آن تو جلسه منتظر بودم مامانم زنگ بزنه بگه بیا ببرش! ولی به خیرگذشت. اومدم دیدم رو قفسش نشسته.

بعد از ظهرش یه بار اومد رو دستم و زود پرید رو شونم . همونجا نشست. دستمو بردم بگیرمش یه گاز اساسی گرفت! منم بیخیال شدم و رفتم دمه قفسش خودش پرید و رفت.

دیگه از فرداش همه چی از این رو به اون رو شد. ینی از صب زود بیدار میشد و کاور قفسشو میکشید و از اون زیر هی بوس میفرستاد و جیغ میزد و از قفسم که میومد بیرون کافی بود نزدیکش بشی تا جیغ های بلند بکشه و خوشو پف بده و چشماشو ریز کنه و گاز بگیره.

هیچی دیگه ما مونده بودیم با یه طوطی که داشت رفتار یک قلاده "دوبر من" گرسنه رو از خودش نشون میداد!

یکم با اون آشناهه حرف زدمو گفت طبیعیه درس میشه و اینا. منم دیگه زیاد بهش گیر ندادم . فقط بوس میداد و منم گردو و پسته جایزه میدادم بهش.

تا اینکه از اواخر هفته ی پیش ورداشتم آوردمش از صب تو اتاق پیش خودم. با قفسش. روز اول فقط روی قفس خودش بود. روز دوم از رو قفسش پرید روی لبه ی صندلی. ولی زود برگشت. و تمام مدت منو نگا میکرد و حواسش بود که چقد بهش نزدیک میشم و چیکار میکنم!

روز سوم من که از اتاق رفتم بیرون دقیقن عین اینا که دارن از فضولی میمیرن! زود پرید اومد رو دسته لیوانم نشست و از چایی تهش خورد!  منم از بیرون اتاق داشتم نگاش میکردم و به محضه اینکه امدم تو اتاق پرید سر جاش.

روز چاهارم

این عکسای روز چاهارم ...

بله ...

با این همه بازم برای روی دست اومدن مقاومت میکرد. منم اصلن اصراری نمی کردم. و فقط باهاش حرف میزدم و از کنار قفس بازی میکردم باهاش و با فندق و پسته ی توی پوست! و در بسته سر کار میذاشتمش !نیشخند

تا اینکه امروز از صب خونه نبودم . و یه چند روزی شده بود که عادت کرده بود تا روشو بر نمیداشتم جیغ نمی زد و خودشم دیگه کاری به کاورش نداشت. امروز صب کاورشو برداشتم و براش آب تازه گذاشتم و دوتا تیکه ام سیب دادم بهش و بوس کردمش و رفتم.

تا ساعت هفت که اومدم. و به محضه این که در خونه رو باز کردم و به مامانم سلام کردم از تو قفسش اومد بیرون و شروع کرد به جیغ زدن! منم رفتم جلو و تا دستمو برم پرید اومد روی دستم و تند تند صدای بوس در آورد از خودش!!! گذاشتمش رو قفس و تند تند لباسامو عوض کردم و دستامو شستم و اومدم پیشش . زود اومد رو دستم و شرو کرد هی بوس هی بوس هی بوس!

یه چیزی حدود بیس دقیقه رو دستم نشست و هی یکی درمیون بوسم کرد و منم سرشو خاروندم و آخرشم چاهارتا پسته چایزه گرفت . رفت تو قفسش خابید.

و من موندم با یه دستی که به خاطر ناخونای تیزش پر از خراش شده و می سوزه...

ولی نتیجه ی مهمی میگیریم از این بحث! اگه گفتین چی؟؟؟؟

 

   + نازنین ; ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱۸
comment تو بِبار()