DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> حالا شاه بلوط یا فندق ؟ یا چی ؟ نظرت؟ - در گلوی من ابر کوچکیست...


حالا شاه بلوط یا فندق ؟ یا چی ؟ نظرت؟

+

من معمولن وختی دارم یه کاری انجام میدم ، یه چیزی میخونم یا مینویسم یا فیلم میبینم ، حتا وختی یه جایی نشستم ، بیکار! حواسم فقط به کار خودمه و زیاد به دور و برم دقت نمی کنم . بعد تو این جور مواقع اگه یه صدای یهویی بیاد من از جام میپرم و مایه ی خنده ی اطرافیان می شوم!

مثلن یه بار تو ایسگاه اتوبوس نشسته بودم و داشتم جزومو میخوندم و آقای راننده یهو در اتوبوسشو باز کرد و یه صدای بلندی اومد منم قشنگ نیم متر از جام پریدم و ایشان بسیار سرخوش از حرکت خودشون قاه قاه به من خندیدن! البته من ناراحت نشدم. چون راننده اتوبوسا خیلی زحمت میکشن. اشکال نداره حالا به من بخنده!چشمک

 یه بار رفته بودیم تو مغازه ی ظرف و ظروف فروشی! و آقای فروشنده بدون اطلاع قبلی یه وسیله ای رو روشن کرد و من چنان از جام پریدم که فک کرد مثلن دستم مونده تو اون آسیابه! و کلی عذر خاهی کرد!

همین چن روز پیش که رفته بودیم بازار من نشسته بودم تو ایسگاه مترو، بعد این باندِ پخش صدای آقای مترو! بالا سرم بود و ایشون با تمام قوا برادر "رضا" رو پیج فرمودن و من انقد ترسیدم و از جا پریدم که خانوم بغلی فک کرد موش اومده! واقعن فک کنم گوشش مشکل داشت ! آخه صدای آقاهه خیلی زیاد بلند بود! البته اگه موش میومد من که نمی پریدم! اون خانومه میپرید حتمن!

اونوخ مامانم و علی ، دوتاشون عین گربه رفت و آمد میکنن ! ینی اصن نمی فهمی کی اومدن و هردوشون یهو با صدایی به بلندی 800 *دسی بل صدات میکنن و تازه وختی میگی وای چیه ترسیدم ! تعجب میکنن!

پریشب مامانم داشت تو حال نماز میخوند و منم حواسم بود که هنوز تموم نشده نمازش. و خونه هم ساکت بود! بعد یهو منو صدا کرد و منم طبق معمول گفتم وای مامان! ترسیدم! مگه نماز نمی خوندی؟ میگه نمازم تموم شد خب ! وا! چیه حالا؟ گفتم هیچی خب آخه من تو حال خودم بودم! میگه خب من چه میدونستم تو حواست نیست! گفتم اصن مامان از این به بعد نمازت تموم شد یه صلوات محمدی پسند!نیشخند بفرست من توجیه شم! والا! سکته میدی هر دفه منو!

بعد امروز تو مدرسه من نشسته بودم و حواسم به حرفای خانوم مسئول! بود یهو یکی از پشت سرم تو گوشم گفت : می تونین یه لحظه تشیف بیارین بیرون؟  بعد من ده سانت پریدم بالا! حالا رفتیم بیرون هی خانومه میگه ببخشید! وای من فک کردم منو دیدی! آخه زن حسابی اون مامانان که پشت سرشونم چش دارن! من چه جوری تو رو می دیدم خب؟؟؟ وختی پاورچین اومدی وسط جلسه من چه جوری باید حدس میزدم الان پشت سر منی؟ بعد دیگه کلی عذر خواهی کرد و منم هی میگفتم عب نداره من عادت دارم بیخیالو اینا! اینم ول نمی کرد که!

حالا همه ی اینها رو به ذهن بسپُرین و منو با شاه بلوط! تصور کنین در حالی که هر از چند گاهی صدای آژیر مانندش در میاد! از یک ساعت پیش هم حسابی وحشی شده و کلی خراش روی دستم به جا گذاشته و یک گاز حسابی هم از انگشت اشاره ام گرفته که می سوزه خیلی!

*حداقل شدت شنیدن برای انسان، صفر دسی بل و حداکثر قابل تحمل ۱۲۰ دسی بل است.کمتر از صفر دسی بل شنیده نمی شود و بالاتر از ۱۲۰ دسی بل می تواند آزار دهنده دردناک و درنهایت مضر باشد.اینجا 

   + ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٤
comment تو بِبار()