DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> از draft ها (3) - در گلوی من ابر کوچکیست...


از draft ها (3)

ساعت دو و نیمه شبه.

همه خابن.  من و علی بیداریم! ولی علی تو دسته ی همه قرار نمی گیره. پس همون همه خابن درسته!

نشستم سعادت . آبادو دیدم. دیروز میخاستم ببینم پونصد بار وسطش پاشدم. نفهمیدم چی شد . آخرشم نصفه ولش کردم. امشب نشستم با جون و دل دیدمش!!! چقد این حامد بهدادو دوس دارم من! قشنگ خله ینی! حسین یاری َم خوب بود اینجا!

عرق نعنا میخورم با لیمو. معدم ناراحته. کجام راحته که معدم باشه ! والا !

بعده بوق سال یه دسبند خریدم واسه خودم اندازه دور مچ پامه! به ترفندها! بستمش دور مچم. انقد گیر گرد به لبه ی پتو و پرده و کیف و همه چی درش آوردم! زینت آلاتم به من نیومده! اون از گوشواره گوش کردنم اینم از دسبند!

پوست دستم خش شده. شصتا تیوپ کرم چیدم رو میز سالی یه بار استفاده میکنم. کلن من اهل این قرتی بازیا نیستم! زر زدم! بوی کرمام منو یاد اتفاقات گوناگون میاندازن واسه همین اعصاب ندارم روزی بیس بار یاد آوری بشن برام. پلاس هنوز وخ نکردم برم یه کرم "بی خاطره" بخرم! تمبلم.

هوا سرده. پنجره اتاقم بازه. پاهام یخ زده. سر شونمم درد میکنه.

   + ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٥/٢٤
comment تو بِبار()