DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اونوخ جمعه ام هس! - در گلوی من ابر کوچکیست...


اونوخ جمعه ام هس!

حالا دندون عقلام به کنار، سقف دهنم یه جوری قلوار کن شده که من نمی دونم چی خوردم که این شکلیش کرده! بعد یک جوشی هم زده حد فاصل دوتا چشمم ، تقاطع وسط ابروها و بینی، که انگار ورودیه یک تومور بدخیم در پیاز مغزمه! کل پلک چشمم وپیشونیم و یه رگی از پیشونیم تا پشت گوشم تیر میکشه!

خوابم بهم ریخته سرم درد میکنه. دیشب افطاری بودیم. برگشتیم اول رفتم حموم بعد لباس مباسامو جم کردمو اتاقمو مرتب کردم. بعدش آلبالو و شاتوت و چایی و کاهو خوردم! و دیگه ساعت دو ونیم بود نرفتم بخابم. بعد سحر فقط نماز خوندم و اصلن یادم نیس چه جوری رسیدم به تختم. ساعت یکو نیم پاشدم و تا دو تو تخت موندم. الانم دلم کیک شکلاتی میخاد!

بعد دیشب مرضیه بهم گفت که یک طوطی سبز رام دستی هست با قفس مفس 300.میخام؟ گفتم نه! بعد خریدش واسه خودش. اس دادم بهش که حالا نمی شه از خودت بخرمش؟

باید برم قفس مرغ عشقا رو عوض کنم. به ماهیام غذا ندادم هنوز. نمازم نخوندم هنوز.

گو.لو* دیشب میگه یه روز که همه خاب بودن از خونه بزن بیرون بیا پیش من! میگم با چی بیام خب؟ من که ماشین ندارم! میگه تو فقط بزن بیرون ، اونش با من!

*6 سالشه.

 

 

   + نازنین ; ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢۱
comment تو بِبار()