DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> آوای تسنيم - در گلوی من ابر کوچکیست...


آوای تسنيم

     ديروز بالاخره جشن تسنيم برگزار شد !

     جاتون خالي ، بد نبود . همونطوري كه احتمالا از راديو و تلوزيون شنيدين ، قرار بود مراسم اختتاميه از ساعت پنج شروع بشه ، ولي وقتي من به سختي ترافيك خيابون وليعصر رو رد كردم و با شيوه ي كاملا خفني از لا به لاي تاكسي هاي ميدون فاطمي رد شدم _ كلي هم فحش و بوق ها ي كشدار كه معنياي بد مي داد شنيدم _و رسيدم به تالار وزارت كشور ساعت چهارو نيم بود ، اما جاي سوزن انداختن هم نبود ، تازه من كلي شانس آوردم كه دوستم از ساعت سه اونجا بود و براي منم جا نگه داشته بود . وگرنه اون آقاي جلوي در عمرا نمي ذاشت من از در پايين برم تو ! البته ايشون فقط چند دقيقه اي اونجا دووم آورد و بعد از اون در به روي همه باز بود !!! و همين ازدحام جمعيت باعث شد كه من تا اواسط برنامه نه چيزي ببينم و نه چيزي بشنوم ! 

       حالا خيليم بد نبود ، چون يه عالمه مدل موي جديد و روسري هاي رنگي رنگي ديدم درضمن با انواع شكلهاي تاسي و ريزش مو در مردان هم آشنا شدم !!! ولي از همه جالب تر يه آقا پسر اعصاب خرابي بود كه دو رديف از من جلوتر نشسته بود و به جاي همه ي ما به اونايي كه جلومون وايساده بودن غر مي زد . البته من مي گم غر ، شما بخونين هوار !!! صداش هم تو مايه هاي  باس و باريتون بود و، وقتي مردمو به سمت در خروجي راهنمايي مي كرد روح از بدن آدم خارج مي شد !!! خلاصه با اون حنجره ي طلايي اش ، لطف مي كرد و اجازه مي داد ما هر چند دقيقه يه بار صداي مجرياي برنامه رو به عنوان آمبيانس و زير صداي خودش داشته باشيم !

       اين از قبل از شروع رسمي تا وسط برنامه ، حالا بريم سراغ ساعت هفت به بعد، on that time,  يه عده از اونايي كه همينجوري اومده بودن بلند شدن تا برن و يه عده ي ديگه اومدن تا جاي اونا خالي نباشه !!! يه سري هم شروع كردن به تقويت بنيه و هر بويي كه فكرشو بكنين راه افتاد ، از موز و سيب و خيار بگير تا چي توز موتوري و بستني سنتي و شير كاكائو ! من و دوستم هم كه به شدت احساس خفگي مي كرديم سعي داشتيم با سوتي گرفتن از مجريا و رديابي حامد جواد زاده بين اون همه سيم كه مثل مار غاشيه رو زمين پهن شده بودن خودمونو بي تفاوت و البته خونسرد نشون بديم . كه در مورد من كارساز نبود و مجبور شدم بي خيال شارژ كم گوشيم بشم و هر چارتا بازي شو تا مراحل نيمه نهايي ادامه بدم !!!

      كم كم داشتيم به يه نظم نسبي مي رسيديم و نشسته ها با ايستاده ها كنار اومده بودن كه نوبت اجراي احسان خواجه اميري رسيد . نمي دونم كدوم هنر دوستي اولين سوت دو انگشي رو زد كه بقيه هم شروع كردن . حالا كاشكي فقط سوت بود !!! سه ثانيه هم نگذشته بود كه تبديل شد به يك كل درست و حسابي بين رديف جلويي و پشتي من ! جلوييا چهچه مي زدن ، پشتيا جغدي !! پشتيا بلبلي مي زدن ، جلوييا فنچي !!!  از رديف جلو آقاي اعصاب خراب حمايت مي كرد  و از رديف پشت يه دختر خانمي كه صداش تو مايه هاي متسو سوپرانو بود ! خلاصه داستاني داشتيم ما ، شنيدني !!!

       بعد از اجراي احسان و اعلام اسامي كساني كه خاتم تسنيم رو هديه گرفتن ، عده ي بيشتري سالن رو ترك كردن و من تازه موفق شدم دكور و سن رو به طور كامل و زنده ! ببينم . از اينجا به بعد مراسمو خيلي خوب ناظر بودم ، اما چون حافظه ام كمي از افتضاح بهتره ! وارد جزئيات نمي شم كه ازم سوتي بگيرين !

        تا جايي كه يادمه بعد از اعلام برندگاني كه با پيامك و كامنت تو تسنيم شركت كرده بودن ، توسط خانم هاشمي ، آقاي داوري فر و مردم ! بود كه آقاي گودرزي توضيح نسبتا بلندي در مورد نحوه ي انتخاب بهترين آثار و همچنين اسامي داوران خوندن . بعد هم آقاي حسيني و آقاي رئيسي برندگان رو اعلام كردن . همون موقع و حتي قبل از اون تقريبا تمام كساني كه ايستاده بودن ، و عده ي زيادي از اونايي كه نشسته بودن رفتن ! اصلا انگار نه انگار كه تمام اين مراسم به خاطر همين قسمت آخر بود !!!

         من و دوستم تقريبا تا بعد از ساعت هشتو نيم مونديم و بعدش هم رفتيم بيرون تا از آثاري كه به صورت نمايشگاه در اومده بودن ديدن كنيم ! من كه خيلي خوشم اومد ، مخصوصا از كاريكاتور ها و تابلوهاي خطاطي و گرافيكي . اتفاقا وقتي داشتيم از كاريكاتورها عكس مي گرفتيم آقاي جواد زاده رو  ديديم كه با سرعت هر چه تمام تر به سمت در خروجي مي رفتن ، احتمالا براي برنامه ي شبانه شون . وقتي از كنارم رد شدن ، به نظرم اومد از اين فاصله چقد خسته تر و چقد قد بلندترن !!!!

       

 ساعت نه و نيم بود كه من رسيدم خونه  و تازه احساس كردم كه چقد گوشام درد مي كنه . در كمتر از نيم ساعت گوش دردم تبديل به يه سر درد وحشتناك شد كه هنوزم ادامه داره ، البته من زياد بهش اهميت نمي دم چون به اين جورش و حتي ناجورترش عادت دارم ، اما همين الان يه سوالي به ذهنم رسيد ، شما مي دونين كتاباي حاوي برگزيده ي آثار تسنيم  رو بايد از كجا  تهيه كنيم ؟

 

 

 

   + ; ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۸/۳٠
comment تو بِبار()