DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> چشمهای خون آشامی! - در گلوی من ابر کوچکیست...


چشمهای خون آشامی!

دیروز، به خاطر یه بی توجهی، قفس مرغ عشقام برگشت. یذره جیغ جیغ کردن بعد ساکت شدن.من داشتم میوه میشستم و پیاز داغ درست میکردم. بعدشم داشتم یخچالو مرتب میکردم و غذا رو میذاشتم تو فر و سرامیکارو طی میکشیدم و ظرفا رو میشستم. توت فرنگی شسته بودم. یدونه کوچولوشو ورداشتم که ببرم بدم به مرغ عشقا. میوه ی فصل بخورن!

بعد مرغ عشق سبزه نره شیطونمو دیدم که نشسته رو تابشون و بالش آویزونه! بالش آویزون مونده بود و میلرزید. پرنده کوچولوی بیچاره به خاطر بی توجهی من بالش له شده بود.

به اندازه ی دوتا سرم قندی نمکی اشک ریختم و به صدتا دامپزشکی زنگ زدم. همشون ساعت 6 تازه دکترشون میومد. ساعت 2 بود. پرنده ی بیچاره با نوکش میله های قفسو میگرفت و این ور اونور میپرید.

بلخره ساعت 5 یه دامپزشکی پیدا شد که دکترش بود. سریع حاضر شدم و بردمش.

دکتر بالاشو باز کرد. استخونش سالم بود. ولی پوستش خراشیده بود و خون اومده بود. استخونای مثل خلال دندونش سالم بود! خداروشکر. یکم ضدعفونی کننده زد بهش و با یه محلول دیگه مفصلشو ماساژ داد. وختی گذاشتش تو طرف بالش به حالت اول برگشته بود. ینی میخاستم دکتره رو ماچش کنم.

بهم قطره ی کلسیم و ویتامین دی داد که بریزم رو سیب و بهشون بدم. گفت تغذیه شون خوب نبوده استخوناشون خیلی ضعیف شده. اما خدا رو شکر بالش نشکسه فقط ضرب دیده و پوستش خراشیده شده. (اینا مال دوسته دادشم بوده. پسره خودش از حیوون میترسه! من نمی دونم چرا میره میخره وختی میترسه!)

حالا نکته ی جالبش میدونی چیه؟ خیلی وخت بود که گریه نکرده بودم.تقریبن یه سال شاید! دیروز انقد دلم واسه پرندهه سوخت که حتا توی راه دامپزشکیم هی اشکام میومد. ینی انقد گریه گردم که احساس میکردم یکی سوزن فرو میکنه تو چشمم. بعدشم سر درد گرفتم و پلک چشمام ورم کرد و سفیدی چشمام قرمزه قرمز شده بود . کلن خیلی قیافه ی جذابی پیدا کرده بودم. یه جوری که خودم تو آینه از خودم ترسیدم! اصن نمی دونم چرا چشمام انقد قرمز و مخوف شده بود. بعد داشتم با خودم فک میکردم اون وختا که سره یه مسئله ی پیش پا افتاده! و یه آدم پیش پا افتاده! شب و روزم تو اشک میگذشت واقعن همینقد مخوف بود قیافم همیشه؟؟؟

   + نازنین ; ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/٢
comment تو بِبار()