DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> :دی - در گلوی من ابر کوچکیست...


:دی

حالا خیلی آدم با احساسی نیستم. ینی کلن یوختایی از خودم احساساتی بازی در میارم که بقیه ککشون هم نمیگزه.فور اگزمپل یه بار نشستم واسه اون یوزپلنگی که محلیا با تفنگ کشته بودن نیم ساعت گریه کردم. چن وخ پیشم واسه یه سگی که میخاستن با دوتا تولش زیر پله های یه دانشکده زنده به گورش کنن.

بعدش اینکه امروز الی اس داد. یکمی با هم حرفیدیم و یه اپسیلون دلم برام تنگید! چه دوست خوبیم من واقعن! راستی گفتم واسه سال دیگه قرارداد بستم با مدرسه باز؟ همکارم میگفت جذبه باید با جاذبه همراه باشه. لذا قرار شد ایشان مبصر کلاس من باشند و من ملیجک کلاس ایشان! ها ها ها! فک کن! آخه این همکارم خیلیتا جذبه داره.البته جاذبه ام داره ها! ولی خودش ناراحته میگه دوس ندارم بچه ها فک میکنن من خیلی بدم! هه! من الان یادم اومد باید تا دوشنبه طرح درسمو بفرستم واسه مدرسه!

از صب میخام تی شرت آلبالوییمو که کلا داره بپوشم هنوز قسمت نشده! چرا واقعن؟ ینی یه وختایی در کمدو وا کردن و تیشرتو برداشتن و پوشیدن انقد سخته ها! چون قبلش باید تیشرتی که تنته در بیاری !

خونه ی ما تو کوهه! ینی الان در اواخر اردی بهشت من هنوز تو خونه سوییشرت میپوشم و جوراب کلفت! بعد عدسه میکنم در حد بنز!

بعد فک کنم من دارم فرانسه میخونم و را میرم تو خونه به همه میگم : وولی وو وو پقزنته سیلوو پلِ؟ اویی. بیون سوق. الوق.ژی مو پقزنت. ژو مَ پل نانا! ای وو؟ کاما ووز ابیلی وو؟

   + نازنین ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٧
comment تو بِبار()