DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> همین دیگه - در گلوی من ابر کوچکیست...


همین دیگه

هـ اینجاس. داره فلش میسازه. واسه یونی. من فلش بلد نیستم زیاد. باحاله ولی.

به مرغ عشقا غذا دادم. قفسشونو تمیز کردم. آب تنگ ماهیا رو خالی کردم. تنگشونو شستم.صدفای تهشو شستم.آب گلای تو گلدونو عوض کردم.تهه ساقشونو دوباره چیدم .

بعدش با دوتا از شاگردام چت کردم. ایمیلاشونو جواب دادم. وبلاگ خوندم. الانم دارم قسمت آخر سیزن 4 ومپایرو دانلود میکنم.

این عکس الانه میزمه. من پشت به دره اتاقم نشستم. دارم محمد علیزاده گوش میدم. هـ تو پوزیشن همیشگی من نشسته. داره بهرام حصیری گوش میده . و هی کد مینویسه خروجی میگیره. هی کاراش خراب میشه ! هار هار ! بعد من دوتا چایی خوردم از صب. این لیوانه رو مامانم روز معلم داد بهم. دوسش دارم خیلی. اون عروسکه رم شاگردای دوم راهنماییم برام خریدن. اون کارت کوچولو رم خودم درس کردم. بعدش دیگه پارمیدام که با چایی خوردم . مونده رو میزم هنوز. اینم که بشقاب میان وعده ی سالمه منه! زیتون تلخ و آلوچه.

هوام که آفتابی. خونم که ساکت. موهامم که تمیزو .محمد علیزادم که عالی .

اسم عروسکه رم همین الان هـ گذاشت "مجیک"

 

   + ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٠
comment تو بِبار()