DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> MOM - در گلوی من ابر کوچکیست...


MOM

سه سالگی: مامان من بهترین مامان دنیاس

پنج سالگی سالگی:مامان من میتونه هر کاری انجام بده

هفت سالگی: مامان من همه چیزو میدونه .

نه سالگی: مامان خیلی چیزا بلده و خیلی کارا میتونه انجام بده

یازده سالگی : یه چیزایی هست که مامان نمیدونه و بلد نیست.

سیزده سالگی: خیلی چیزا هست که مامان نمیدونه.

پانزده سالگی:مامان کلن چیز زیادی از زندگی نمی دونه.

هفده سالگی : مامان باید یه تجدید نظر اساسی در مورد دونسته هاش انجام بده!

نوزده سالگی : خب حالا شاید مامان در این مورد چیزی بدونه.

بیستو یک سالگی:فک کنم مامان یکمی تو این قضیه تجربه داره.

بیستو پنج سالگی : مامان می دونه باید چیکار کنم.

سی سالگی : فقط مامان میدونه باید چه جوری حلش کنم.

سی و پنج سالگی : باید با مامان مشورت کنم.

چهل سالگی: چه خوب شد که مامان بود و کمکم کرد.

پنجاه سالگی : مامان هنوزم بهترین مشاوره.

شصت سالگی: کاش مامان بود و بهم میگفت چیکار کنم.

 

   + ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱٠
comment تو بِبار()