DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> تنها زمان سال که هم خوبه حالت ، هم با خودت درگیر حس دردی عیده ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


تنها زمان سال که هم خوبه حالت ، هم با خودت درگیر حس دردی عیده ...

نشستم سعادت آبادو دیدم. خوب بود.

حامد بهدادو دوس داشتم . حسین یاری هم .

باید برم بخابم. صب هزار و پونصدتا کار دارم!

اما خابم نمیاد.

سر شونم درد میکنه. معدم هم.

این عکسه که گذاشتم واسه پروفایلم دوس دارم. البته من دامن نپوشیدم تا حالا.

کلن بیخیال این حرفای من

بریم تو حال حرف شاعر که می فرماید:

تنها زمان سال که هم خوبه حالت هم با خودت درگیر حس دردی عیده ...

خب چرا واقعن؟

کلن آدم خوبه بزگ نشه یا اگه قراره بزگ شه مث آدم بزگ شه. قشنگ همه جاش با هم بزگ شه که مث من ناقص نمونه. من الان زبونم درازه. قدم کوتاهه! پام کوچیکه دهنم بزرگه! موهام زیاده صبرم کمه! معدم ریپ میزنه قلبم کلن اصن نمی زنه! چه وضشه خب؟ آدم باید سالم باشه تا چرخ زندگیش همچین درس درمون بچرخه...نه مث من هر گوشش یه سازی بزنه ...

تازه حتا بلت نیستم برقصم. الان یادم افتاد یهو!

عروس هلندیم نخریدم هنوز.

همون که شاعر میفرماید درسته واقعن!

الانم دلم تخمه ژاپنی گلپر دار میخاد.

 

   + نازنین ; ٤:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٧
comment تو بِبار()