DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> لب تابو بخیال ، به خودت رحم کن ! - در گلوی من ابر کوچکیست...


لب تابو بخیال ، به خودت رحم کن !

امروز در یک اقدام متحیر العقول! ساعت هفت صب پاشدم! بعد با پتوم کوچ کردم به حال و به حالت دراز کش جلو تی وی دوتا گل قلاب بافی کردم! و بسیار مشعوف گشتم از توانایی ها و پتانسیل ها و ذخایر غیر نفتی موجود در اندرونیَم! بعدشم همه رفتن بیرون دنبال کاراشون و منم با آب سی درجه که نتیجه ی حمام رفتن بعد از ص است یک دوش گربه شور گرفتم و ساعت نه و نیم یک نیمروی ته دیگ طلایی به بدن زدم . و دقیقن از بعد اون موق تا همین الان یکسره افتادم رو این لب تاب !

 

و البته کارهای مفیدی هم کردم ها ! مثلن الکی توی پورتال  ارشد ما.ها.ن ثبت نام کردم ! فرم اینترنت بانک مامانمم براش درس کردم . شونصدتا وبلاگ جدید پیدا کردم و تهه آرشیوشونو در آوردم . و چشمم مث وختی داشتم کارای پایان ناممو میکردم قرمزه قرمز شد !

 

بعدش اینکه کمی مجله و نقد فیلم و این حرفها خوندم . ولی هنوز ظرفهای ناهار را نشستم و مامانم هم رفته سیب زمینی بخرد برای شام . چون شازدها هیچ کدام در منزل تشیف ندارند.

 

آقا چهارمه دیه ! من فقط یه صفه روئین خوندم ، هنوز جزوه آماده نکردم واسه بچه ها و هنوز سوال هم طرح نکردم و چهارشنبه باید بروم مدرسه با حالت مسلط به جزوه و سوال و توجیه علمی داشتن برای هردوی آنها !

 

   + ; ٦:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٤
comment تو بِبار()