DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> آغاز فصل سرد - در گلوی من ابر کوچکیست...


آغاز فصل سرد

بسلامتی اولین برف زمستونی بارید . خیلی خوشحالم که امسال زمستون لازم نیس زیاد از خونه برم بیرون . ینی بیرون رفتن تو هوای سرد واسه من در حد سنگ.ساره! درک کردید عمقشو ؟

یه لیست بلند بالای خرید دارم که میخام قبل از شلوغیای آخر سال برم دنبالشون اما نمی دونم با این وضع آب و هوا دقیقن کی میشه !

برگه های شاگردامو چک نکردم و سی دی هاشونو هنوز ندیدم . سوالای امتحانشونم هنوز نمی دونم چی قراره باشه . اینا پیش کش ، 150 تا کلمه ی مونده از 405 ام هنوز یه دور کامل نخوندم ! خیلی تنبلی کردم . هفته ای که گذشت کاملن همه چی رو ول کردم ! باید دوباره به خودم بیام ! :-  )))

عاشق مایع دسشوییمون شدم ینی ! بوش خیلی خوبه ! خیلیم موندگاره ! دلم میخاد موهامو بشورم باهاش!!!!

خدا دسش درد نکنه ، یه ناخونای خوبی داده به من و بابام! که هم مرتبه هم سفیده . ینی من همیشه دوستام بعد از یه مدتی که با هم صمیمی میشدیم از ناخونام تعریف میکردنو و هی می پرسیدن چیکار می کنی که انقد خوبن ؟ من واقعن کاری نمی کنم ! ناخونام خوبی از خودشونه ! یه زمانی بود خیلی بلند نگه میداشتم ناخونامو مثلن یه سانت ! بد چون سفید بود خوب میشد اما یه مدت به خاطر واحد چاپ تو یونی ، که همش با رنگ و تینر و نفتو اینا سرکار داشتیم و ناخونامون خیلی کثیف میشدن کوتاه کردمشون بعدشم دیگه عادت کردم به قیافه ی دستام با ناخونای مثلن سه چار میلی متری . یادمه از روزیم که رفتم مدرسه واسه تدریس ناخونام کوتاه بود. اما گویا چشمای بچه ها خیلی تیز بینه . از جلسه ی سوم به بعد که روشون به روم وا شد هی شرو کردن از تعریف از ناخونام . اون جلسه ای یکی از بچه های راهنمایی بهم گف خانوم شما ناخوناتون فرنچش خیلی خوب میشه ها ! ینی شاگردم بود شاگردای قدیم !

پ.ن : تو با خودم که هیچ ، با سایه ی منم حرفی نمی زدی / با این همه ولی به شب نشینی دلم خوش اومدی  

 

   + نازنین ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٥
comment تو بِبار()