DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> امشبم گذشت ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


امشبم گذشت ...

خداروشکر که لحظه های دلگیر غروب این جمعه ام تو حموم بودم و مست بوی شامپو و نرم کننده ی مو و حباب درست کردن! الانم خونمونو بوی پونه کوهی ورداشته ! بابام رفته بود کوه و یه عالمه چینده! :- )))

الانم دارم باز همون آهنگ قبلی رو گوش میدم برای رفاه حال بقیه یه پلی لیست درست کردم که یکی درمیون این آهنگه توش باشه ! زیاد خسته نشن از پش سر هم شنیدنش!

ناخونامو از ته گرفتم احساس میکنم خنگ شدن انگشتام ! یه عکسی پیدا کردم از دستام ناخون داشتم مث بنز! تازه لاکم زده بودم صورتی ! اصن یه چیزی بود ناخونام ! اگه خودم نگرفته بودمش میگفتم فتوشاپه !:- )))))

بعدش الان مثلن میخاستم بشینم برا پایان نامم اتود بزنم اما دیدم حال ندارم بعدش خواستم بشینم درباره ی الی ببینم واسه سیصدمین بار اما یادم اومد باید یه موضوعی پیدا کنم واسه کلاس زبانم که لکچر بدم در موردش و تازه ورک بوکمم حل نکردم و اه فردا شنبس!!!! ینی از شنبه ها متنفرم ! واقعن به خودم افتخار میکنم که چارسال رفتم دانشگاه و خدا رو شکر یه بارم شنبه ها کلاس نداشتم ! یه ترمی بود که همه ی دوستام شنبه ها میرفتن یونی اونم هشته صب ! بعد فقط منو راضیه کلاسمون فرق داشت . اونوخ غروب جمعه که میشد من بهشون اس میدادم دلتون بسوزه من فردا کلاس ندارم ! بعد کلی فش میدادن بهم ! روانی بودم خودم میدونم !

آهان یه چیز بگم بخندین اون روز رفته بودم سرم آبرسان مو بخرم بعدش پسره یه مدلی آورد برام و منم گفتم نه این نیس ! اون که من میخام قدش بلنده ! بعد یه لحظه همو نگا کردیم و دوتامون ترکیدیم از خنده ! اصن نمیدونم چرا یهو این از دهنم پرید ! میخاستم بگم بطریش بلنده نمیدونم چرا گفتم قدش! خلاصه کلی خندیدن بهم . اصن نمی دونم چرا من هروخ میرم خرید کنم یه چیزی میشه که تابلو میشم ! یه بارم رفته بودم شلوار بخرم واسه تربیت بدنیم و اولین بارم بود که میخاستم از این شلوار نخیای تو خونه ای بخرم آخه من تو خونه جین میپوشم بعد به پسره گفتم  که من نمیدونم یه خوبشو بده آخه من تو خونه جین میپوشم اونم برگش گف ها ها ها ! منم تو خونه کروات میزنم ! حالا هر بار میرم مغازش سر به سرم میذاره .

 پ.ن : محیا کاشکی وب داشتی ! راستی نمی دونستم که رادیو میگوشیدی ! من عاشق فرشید منافی بودم !

   + ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٥
comment تو بِبار()