DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بداهه نوازی - در گلوی من ابر کوچکیست...


بداهه نوازی

   الان كه دارم مي نويسم ساعت هشتو چند دقيقه ي دوشنبه شب اول بهمنه . گربه ي Word 2000 نشسته اين بالا و هي دمشو تكون مي ده و قر و غمزه مياد ! ياد ديشب مي افتم و زوزه هاي وحشتناك اون گربه هه تو پاركينگ ! لامذهبا فصل جفت گيري شون كه مي شه ، حيا رو قي مي كنن ! گربه هه خوابيد! واسه ثبت نام كنكور آزاد چهار روز ديگه وقت هست ، نمي دونم چي كار كنم ! امتحاناي دانشگاهها از امروز شروع شد ! عليرضا هم امروز امتحان داشت ، قرآن ! اين CD يه چقد خش داره ! امسال عاشورا و تاسوعا اصلا بهم حال نداد ! ديگه اصلا دلم با صداي طبل زنا نلرزيد ! خيلي وقته كه با ضربه هاي طبل دلم از جاش كنده نمي شه ! راستي اين خيلي وقتي كه من مي گم چند وقته ؟ اه ! باز گير كرد ! خيلي وقته صحيفه ي سجاديه رو نگا نكردم ! حتما وقت نداشتم ! پنج دقيقه ديگه سفيد مثل شب شروع مي شه ! يه هفته اي هست كه گوشش ندادم ... چرا من هميشه فكر مي كردم حامد جواد زاده كچله ؟!لابد چون جايي خونده بودم كه كچلها عاقبت به خير مي شوند ! دستام يخ بسته ! اگر مامان بود مي گفت مرده ي از گور در اومده ! اون روز تو تيتراژ برنامه ي آستانه اسم مهدي استاد احمدو ديدم با حسن صنوبري ! طيبه شيخ زاده هم بود ! پاهام هم يخ زده ، تازه تو جوراب ! به قول زهرا شدم ميت برقي ! راستي زهرا الان كجاس ؟ امشب باشگاه راديويي داره ! خدا كنه باز برف نياد ! چاهار دقيقه اس كه سفيد مثل شب شروع شده ! چند ماهي هست كه يك ساعت هم پاي راديو نشستم ! يه جورايي ديگه دلم تنگ نمشه واسه راديو ! اون موقعها با اون همه درس و مشق و امتحان ، سرمو مي زدن پاي راديو بودم ، اما حالا ! احساس مي كنم ديگه اون چيزي كه من دنبالش مي گردم تو راديو پيدا نمي شه ! گربه هه داره خودشو ليس مي زنه ! بعد از اين همه سال يه وقتايي با خودم فكر مي كنم نكنه من اشتباه كردم كه اونقد زود راديو جوانو انتخاب كردم ؟ يادمه كه اون وقتا مامانم مي گفت انقد نچسب به اين راديو ! زود جوون مي شي ها !!! انگار راست مي گفت ! من زود جوون شدم و حالا دارم پير مي شم ! ديگه حوصله ي بزن بكوب و داد و هواراي مجريا رو ندارم ! دلم زياد تنگ مي شه واسه اون شبا ... و مسعود ! همين الان يهويي ياد اون گزارشش افتادم كه از سوخته هاي مسجد ارگ گرفته بود ! تقريبا يه سال قبل از رفتنش ! چند شب پيش كاستهاي برنامه باغي در صدا رو پيدا كردم ! مال سال هشتاد و دو ! شايد واسه اينه كه اين همه دل تنگ شدم ! هواي حوصله ام ابري شده انگار ! شقيقه هام ذق ذق مي كنه ! چرا وحيد جليلوند از راديو رفت ؟ مثل همه ! لابد دوس داشته ! چرا مي گن فرزين كياني همون وحيد يامين پوره ؟ مگه انتخاب اسم مستعار انقد سخته ؟! چرا ميثم فكري كافه انديشه رو با اسم وحيد يامين پور لينك كرده ؟نيم ساعت ديگه پريدخت داره ! امشب يك سبد ترانه داره ! منكه ديگه گوش نمي دمش ! چرا همه از صداي سعيد پور محمودي خوششون مي ياد ؟ سرم خيلي درد مي كنه ... عنبيه به انگليسي چي مي شد ؟ ديشب خوندما ! يادم باشه حتما موش آشپزو بگيرم ببينم ! معيني كرمانشاهي مثل من از همه طلبكار بوده ! هر چي مي گردم يه شعر خوب توش پيدا نمي كنم ! فروغ هم كه از اون بدتر ! حالش نيست وگرنه مي رفتم سراغ مهدي سهيلي ! نه كه اون هميشه شاد و شنگول شعر مي گه ! چه مي دونم ! قاط زدم اساسي ! صدمين باره كه اين شعره رو  مي زنم از اول بياد ! خودش كم خش داره ... ! امروز يادم رفت واسه كبوترا نون بذارم ! بيچاره ها تو اين سرما خيلي پاهاشون يخ مي كنه حتما ! ديروز يه گربه هه يخ زده بود تو جوب ! كاشكي 137 گربه هاي بي خانه مانو هم سر پناه مي داد ! مامان جيغش در مي ياد و گرنه من همه ي اون گربه هايي رو كه تو پاركينگن مي آوردم تو پاسيو ! هي مي گه مريض مي شي ! من خودم end مرضم ! ديگه چي مي خواد منو مريض كنه ؟ چشمام داره مي سوزه ! خداكنه سرما نخورم و گرنه تا سال ديگه تابستون خوب نمي شم ! هيچي پيدا نكردم كه بزنم تنگ اين آشفته بازار ! البته اگر بخوام هنري بهش نگا كنم ، مي شه نوشته ي امپرسيونيسمي ، جريان سيال ذهن ! پست مدرنيسم شايد ! نمي دونم به هر حال .. حافظه ي خرابم داره كمك مي كنه :

 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد

فريبنده زاد و فريبا بميرد

 

شب مرگ تنها نشيند به موجي

رود گوشه اي دور و تنها بميرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

كه خود در ميان غزلها بميرد

 

گروهي بر آنند كه اين مرغ زيبا

كجا عاشقي كرد ، آنجا بميرد

 

من اين نكته گيرم كه باور نكردم

نديدم كه قويي به صحرا بميرد

 

تو درياي من بودي ، آغوش واكن

كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد ...         

 

 

 

 

   + ; ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/٢
comment تو بِبار()