DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> خوشال! کارات مونده ها! - در گلوی من ابر کوچکیست...


خوشال! کارات مونده ها!

آدم خوبه خوشال نباشه مث من ! الان کمتر از ده ساعت وخ دارم که یه سایتو به سر انجام برسونم بعد عین خیالم نیس. ینی با چنان پشتکاری نشستم وبلاگای آشپزی و رژیمی رو میخونم که انگار الان یه ایل آدمه گشنه منتظرن من یه چی بپزم بزارم رو میز. بعدش اصن کلن یادم نیس سایت چ جوری میساختیم.

چ روز مسخره ای بود/هست امروز. هیچکار نکردم ساعت هف شد. یه عالمه چایی خوردم امروز و خب بلخره الان دهنمو سوزوندم! حالا فک کن یه هفتس افتادم رو لب تاب دارم بروشور و ست اداری طراحی میکنم و اصن کارای انتشاراتو نکردم اونوخ فردا میبرم کارارو میگن نمیخایم. ینی ضای میشم اساسی. چقدم که این دکتره که فردا باید برم پیشش بداخلاقه. مهم ترین دغدغشم دفه اول که منو دید این بود که چنتا برادر دارم؟

به انتشارات یه قیمتی گفتم برا کاراشون که احساس می کنم کم گفتم. میخاستم امروز برم یونی هـ اینا ژوژمان تصویر سازیشون بود اما دیدم اگه برم عمرن کارم تموم نمیشه.

اون روز ساعت ده صب داشتیم با مامانم میرفتیم بیرون سر کوچمون یک عدد شغال دیدیم! ینی من کف کردم از اعتماد به نفسی که این داش! وسط روز برا خودش اومده بود تو خیابون قدم میزد! قبلنا نصفه شبا میومدن فقط و تا آدم میدیدن در میرفتن ، این عین خیالش نبود. بعد فرداش دوباره دیدمش سه تام توله داره. بابام گف اگه گشنه باشه حمله میکنه. ولی اینکه به نظرم جون نداش. انقد که لاغر بود. فک کنم یذره سرد تر بشه گرگام بیان پایین. تا الان فقط سگ و گاهی روباه میومد. شغال خیلی نوبر بود خدایی.

ایش یه تیکه دونات خوردم ماسیده تو گلوم لامصب. روی میزم باز شده بازار شام. از بچه های یونی و کلاس زبانم که بی خبرم. فیلمم که ندارم ببینم . آهنگ جدیدم ندارم .شلوار جینم نرفتم بخرم هنوز. کتونیم میخام. کیفم میخام. مانتوی خوبم اگه باشه میخرم . بعدش لوازم آرایشمم تموم شده . مال مامانمم که پوسیده ! اینجور مواقع دلم میخاد یه خواهر داشته باشم که وسایلشو وردارم. ینی بیشتر دلم میخاد وسایل یه خواهرو داشته باشم تا خودشو.

وای خیلی خستم. برم بشینم سر این سایته تمومش کنم بره. فعلن

   + ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٥
comment تو بِبار()