DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> فالش - در گلوی من ابر کوچکیست...


فالش

سلام !

 حال شما ؟ احوال شما ؟ خوش مي گذره ؟ اعيادتون مبارك!

مي خوام يه تبريك ويژه بگم به همه ي مسيحيان عزيز ، مخصوصا دوستاي خوب خودم آنيتا خانوم و ژاسمين عزيز ! اميدوارم كه تعطيلات كريسمس بهشون خوش بگذره و سال خوبي رو آغاز كنن !

بعد هم يه تبريك مخصوص مي گم به همه ي مسلمانان و شيعيان جهان ، خانواده ي بزرگ سادات و دوستاي سيد خودم علي الخصوص ستاره خانوم حس ششمي ، ايشالا كه عيدي دوستا شونو فراموش نكنن!

                                                

                                                        @@@

راستشو بخوايد اين هفته هيچ مطلب مهمي ندارم و بابتش خيلي بيشتر از خيلي زياد عصبانيم ! آخه مي دونيين من همون آدميم كه بر اساس سرگذشتش اين ضرب المثل رو ساختن : تا به ما رسيد ، آسمون تپيد !

هه هه هه! اصلا"م خنده دار نيست !

شما هم اگر جاي من بودين مي فهميدين چي مي گم ! از روزي كه من وبلاگمو ساختم بالاخص از وقتي كه تصميم گرفتم هر پنج شنبه آپ كنم ، هر هفته يه مشكلي واسه من يا كامپيوترمون پيش اومده ! واسه همينم من اين هفته خيلي شكارم ! و فقط مي خوام با يه شعر سر وته آپمو هم بيارم ! (البته اول تصميم داشتم يه شعر درباره ي غدير بنويسم كه ديدم الان همه اين كارو مي كنن ، منم هيچ شعري رو آماده ندارم ولي بهتون پيشنهاد مي كنم يه سري به وبلاگ دوست عزيزم ، ستاره خانوم ( حس ششم ) بزنين چون فكر مي كنم اون حتما يه شعر يا مطلب قشنگ داره ! )

  

                                                       @$$$$$$@

         صبر خدا

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

همان يك لحظه ي اول ،

كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان ،

جهان را با همه زيبايي و زشتي ،

به روي يكدگر ويرانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

كه در همسايه ي صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم ،

نخستين نعره ي مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي كردم !

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ، ديگري پوشيده از صد جامه ي رنگين ،

زمين و آسمان را ،

واژگون مستانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

نه طاعت مي پذيرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده

پاره پاره در كف زاهد نمايان ،

سبحه ي صد دانه مي كردم !

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان،

هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو ،

آواره و ديوانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،

سراپاي وجود بي وفا معشوق را،

پروانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم ،

به عرش كبريايي با همه صبر خدايي ،

تا كه مي ديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ، ناروا گرديده خواري ، مي فروشد

گردش اين چرخ را ،

وارونه بي صبرانه مي كردم .

 

عجب صبري خدا دارد!

اگر من جاي او بودم ،

كه مي ديدم مشوش عارف و عامي ، ز برق فتنه ي اين علم عالم سوز مردم كش ،

به جز انديشه ي عشق و وفا ، معدوم هر فكري

در اين دنياي پر افسانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد !

چرا من جا او باشم ،

همين بهتر كه او جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي اين مخلوق را دارد !

وگرنه من به جاي او چو بودم ،

يك نفس كي عادلانه سازشي ،

با جاهل و فرزانه مي كردم ،

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !

 

اي شمعها بسوزيد / معيني كرمانشاهي

 

 

 

   + ; ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٧
comment تو بِبار()