DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> و بدانیم اگر کِرم نبود زندگی چیزی کم داشت! - در گلوی من ابر کوچکیست...


و بدانیم اگر کِرم نبود زندگی چیزی کم داشت!

دارم کور میشم ینی الان ولی نمیدونم چ کرمی افتاده تو وجودم که نخابم! فردا باید برم یونی. فتوشاپ داریم. منم تا همین ی ساعت پیش داشتم کاراشو میکردم. بعد یک کرم دیگر هم دارد این وسط ها میلولد که بیا فردا لب تاب نبر و کلاس محبوبه را هم بپیچان فیتیله کن بیا خونه! اما ... چم دونم حالا بذا فردا برم ببینم چ حالو احوالی دارم. زورم میاد آخه! این حسام لامصب سنگینه آخه من از کتو کول میفتم!

آزی اسممو نوشت کلاس زبان هرروز! :- (

اتاقم به حالت ترکیده در اومده الان! رو لبه تختم دقیقن 5 تا تیشرت و ی شلوار جین و دوتا سویی شرت افتاده+ پتوی مچاله شده و خرگوش سفیدم و خرسم و گولیرم! رو این میزه ام که حسام هس پره ورق آچاره الان که رو بعضیاشون من کالری مواد غذایی رو نوشتم و رو اونای دیگش هی جمعو تفریق کردم کالری هارو! بعد سه تا پیش دستی هس چارتا لیوان چایی یه کاسه که توش 5 تا زیتون بود! یه بطری آب معدنی + جامدادی+ دسمال کاغذی+هدفون+سی دی+کتاب کلاس زبانم+ موبایلم+ موس پد و حسام! من نمی دونم الان چرا اینجا انقد شلوغ شده. بعد تازه رو اون یکی میزم باز هندز فیری و لیوان چایی و قطره اشک مصنوعی هس! کف اتاقم اما تمیزه !

شاید فردا از یونی هم آپیدم . اگه بمونم از 11 تا 1 بیکارم . شاید عکسی چیزیم گذاشتم اگه کرمهای درونم به تنبلی فرانخاندند مرا! برم ببینم خابم میبره یا نه. مسکافم باید بزنم. نصف جاهازه مامانمم که الان تو اتاقمه جم کنم ببرم براش !:- )

   + ; ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۸
comment تو بِبار()