DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> اگه فک میکنی سردم ، برو! رد شو ! تو آزادی! - در گلوی من ابر کوچکیست...


اگه فک میکنی سردم ، برو! رد شو ! تو آزادی!

بهش گفته بودم اصن میدونی چیه ؟ اگه میخای بری برو! من عادت ندارم برم دسه کسی که چمدونشو بسته کفشاشم پوشیده و بیرون در وایساده و حالا محض نه ادب، نه احساس نه هیچ کوفته دیگه ! محضه خالی نبودن عریضه فقط! میگه میذاری برمو بگیرم بیارم تو که مثلن وای نه تورو خدا نرو! من اصن اگه بدونم وختی بره میخام بشینم تا صب تا حتا هزارتا صب اصن پشتش اشک بریزم هیچ وخ نمیرم دسشو بگیرم بیارم تو. حتا اگه خیلی دوسش داشته باشم. حتا اگه عاشقش باشم. چمدونه بسته ینی رفتن. چ این وره در چ اونور در. میخای بری برو.

گفته بودم میدونی مث چی میمونه؟ مث اینکه یه روز صب پاشی خونه ی دونفره ی خوشگلتونو تر تمیز کنی و بری خرید واسه شام شب. بعد وختی برگشتی هی کلید بندازی تو قفل و نره. هی زور بزنی . هی پلاکو چک کنی که مطمئن شی به خدا اینجا خونه خودمه! بعد زنگ بزنی یکی دیگه آیفونو برداره که اینجا خونه منه دیگه از الان! از کی اونوخ دقیقن ؟؟؟ چ حالی میشی که خودت ، نصف خودت این ور در باشه نصف دیگت اونور در.که یکی رفته باشه تو خونت. خونه ای هنوز وسایله تو اونجاس. لباسات خاطرات .بوی تنت.  که هی در بزنی که لامصب اونجا خونه ی منه ! اصن چار دیواری کوفتیش مال تو! بنداز پش قبالت! بذا من بیام چیزی که از من جامونده رو وردارم . که در باز نشه. هیچ وخ بازنشه. که خودت بمونی و خودت. خوده نصفت. بدون اون همه خوبیایی که تو اون خونه گذاشته بودی. بدون همه ی اون احساسای خوب. بدون نصفه ی خوب و قشنگت. غمگینه خب! نیس؟ درد داره خب! نداره ؟ زور داره خب ! من از این غم و درد و زوره که ویرونم.

پ.ن: پی دبلیو ام شدم  تو کلاس زبان. ینی خیلی خوب!

   + ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢
comment تو بِبار()