DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> گلوی ساز دلتنگی ، پر از فریاد خاموشه ... - در گلوی من ابر کوچکیست...


گلوی ساز دلتنگی ، پر از فریاد خاموشه ...

میگه پوست واسه حفاظت از قسمتایی که آسیب دیدن و میبینن ضخیم تر میشه . اینجوری میشه که دست آدم پینه میبنده.

اونوخ منم با خودم فک می کنم که شاید نه اصن حتمن همچین اتفاقی واسه دل آدما هم میفته ... ینی وختی دلت میشکنه وختی یکی یه کاری می کنه که انگار یه تیکه از دلتو کنده و برده وختی از حرف کسی از کار کسی دلت زخم میشه ، روش پینه میبنده . پوست دلت کلفت و سفت میشه ... یه جوری که دیگه هیچوخ خوب نمیشه ...

وختی دل آدما پینه میبندنه ، کلفت و سفت میشه دیگه سخت میشه بلرزونیش . دیگه سخت میشه بهش نفوذ کرد . دیگه سخت می شه نرمش کرد.

دست آدما طول می کشه تا پینه ببنده تا سختو زبرو خشن بشه . دل اما زود پینه میبنده . همون وختی که میشکنه که آتیش میگیره که زخم میشه از شنیدن گاهی حتا یه کلمه ، همون موق پینه میبنده . سفت میشه .

پینه ی دست ، زبری و سختیش بستگی داره که با چی کار کرده باشی ... پینه ی دل ... پینه ی دل بستگی داره به اینکه کی دلتو شکسته باشه ... هرچی عزیز تر پینه ی دلت زبر تر ... دل آدم که از حرف غریبه ها نمیگیره ... از غریبه ها که آدم زخمی نمیشه ... که اگه بشه کوچیکه ،درد داره اما خون نداره ،داغ هس اما آتیش نداره! که میشکنه اما تیکه هاش گم نمیشه . دل آدم از غریبه ها نیس که سختو سفتو زبرو پینه بسته میشه . آشناهان که دلتو له میکننو انگار نه انگار ... که انگار نه انگار ... که آتیش میندازن به جونتو میرن ...

که دم نمیزنی سکوت میکنی که دلت میسوزه گر میگیره شعله میکشه که تو میخای کسی رو نسوزونی که میخای کسی بوی دود نگیره ... که میخای کسی نبینه ندونه که دلت شکسته که یه تیکه ی بزرگش گم شده که داره پینه میبنده ... داره سفتو زبرو سخت میشه ... همه ی اینا میگذره ... تو تنهاییت

میشی اینی که الان هستی ... آرومی میخندی خوبی دلت اما سنگه . که نمیلرزه . نه با مهربونیای کوچیک نه ! که با دنیا دنیا مهربونی و صداقتو مهر آدما بازم نمی لرزه.که دیگه عاشق نمیشه . تند نمیزنه . بال درنمیاره واسه کسی . که اصن خیلی وختا حسش نمی کنی. انگار که نیست .

دل آدم که پینه ببنده ، احساسش پینه می بنده . با یه احساس پینه بسته چیکار میشه کرد ؟ چه جوری میشه واقعیت هر چیزیو حس کرد ؟ زیبایی و نرمی زندگیو چه جوری میشه فهمید ؟ وختی اصن حتا نگاهت پینه بسته ؟ که همه چی برات سرد و سختو زبره ؟ که دلت فلج شده ! زمین گیر شده ! که دنیا زمین و آسمون برات تنگ شده ...

میدونی ! با دل پینه بسته نمیشه عاشق شد . دل به دل کسی داد . نمیشه ...

میدونی ! من یه زخم بزرگ پینه بسته رو دلم دارم ...

محض اطلاع : یکی از دوستام که اتفاقن روانشناسم هس ، معتقد بود که من یه کودک درون به شدت غمگین و عصبانی دارم ! میگفت کودک درونم از یه چیزی رنجیده . من بهش خندیدم و گفتم اونی که رنجیده اونی که غمگینو عصبانیه منم ! کودک درونم اتفاقن هنوز شاده ...

 

   + ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٤
comment تو بِبار()